- تاریخ ارسال : دوشنبه 19 فروردین 1392
- بازدید : 690
داستانک فوق العاده ؛ چشم مادر
مادر من فقط یک چشم داشت. من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود!
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت.
یک روز اومده بود دم در مدرسه که منو به خونه ببره خیلی خجالت کشیدم. آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه؟
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت مامان تو فقط یک چشم داره! فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم. کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد…
بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو بخندونی و خوشحال کنی چرا نمیمیری؟
اون هیچ جوابی نداد….
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم!
- تاریخ ارسال : دوشنبه 19 فروردین 1392
- بازدید : 844
داستانک...! - گلفروشی...!
مردی مقابل گلفروشی ایستاده بود و میخواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد، دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه میکرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: «دختر خوب، چرا گریه می کنی؟»
دختر در حالی که گریه می کرد گفت: «میخواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط ۷۵ سنت دارم در حالی که گل رز ۲ دلار می شود.» مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا من برای تو یک شاخه رز قشنگ می خرم.
وقتی از گلفروشی خارج شدند مرد به دختر گفت: مادرت کجاست؟ می خواهی تو را برسانم؟
دختر دست مرد را گرفت و گفت: «آنجا» و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.
مرد دلش گرفت.. طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و ۲۰۰ مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد!
- تاریخ ارسال : دوشنبه 19 فروردین 1392
- بازدید : 815
مادر...!!!
اشتباهی خونه یه خانم مسنی رو گرفتم، اومدم معذرتخواهی کنم هی میگفت مینا جان تویی؟ هی میگفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم، باز میگفت مینا جان تویی مادر؟ می گفتم نه مادر جان اشتباه شده ببخشید! اسم سوم رو که گفت دلم شکست.. گفتم آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم. اون قدر ذوق کرد که چشام خیس شد.
چه مادر و پدرها و پدربزرگ ها و مادربزرگ هایی که چشم انتظار یه تماس کوچولو از ما هستن.. ازشون دریغ نکنیم!
- تاریخ ارسال : یکشنبه 18 فروردین 1392
- بازدید : 667
به بهانه فرخنده زادروز سهراب سپهری
- تاریخ ارسال : چهارشنبه 27 دی 1391
- بازدید : 2765
تست روانشناســــــــــــــــي
سوالات اينجا جواب ها در ادامه مطلب!
نويسنده:پيمان صالحي
این تست جدیدترین تست روان شناسی درکشورآمریکا است.
1- فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید,کدام قسمت ازصورت او هستید؟
الف :چین وچروک ب :لکه ج :خال زیبایی د :کک ومک ت :لبخند
2- دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟
الف :شباهنگ ب :جغد ج :عقاب د :فلامینگو ت :پنگوئن
3- کدام یک ازآلات موسیقی را دوست دارید؟
الف:پیانو ب :ویلون ج :سازدهنی د :گیتار ت :دف
4- کدام یک ازبرنامه های تلویزیونی برای شما جالب تراست؟
الف :اخباروبرنامه های مستند ب :فیلم های درام وزندگی نامه ج :هیجانی وپلیسی د :عشقی وماجرایی ت :کمدی وکارتون
5- کدام یک ازبازی های شهربازی را بیشتردوست دارید؟
الف :هیچ کدام ,من ازشهربازی متنفرم ب :قطاریا قایق ج :نمایش واجرای کمدی د :چرخ وفلک ووسایلی که سریع می چرخند ت :ترن های هوایی سریع السیر
6- آیا شما به اشتباهات خوتان می خندید؟
الف :هرگز ب :به ندرت ج :برخی مواقع د:معمولا ت:همیشه
7- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عکس العملی نشان می دهید؟
الف :عصبانی می شوید ب:ناراحت می شوید ج :برایتان جالب است د:تلافی می کنید ت :چندین برابرتلافی می کنید
8- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطورمی کند چیست؟
الف :کارویا تحصیل ب:مشکلات زندگی ج :صبحانه د :روزی که درپیش دارید ت :کاری که تا شب انجام خواهید داد
9- درزندگیتان چه شعاری دارید؟
الف :وقت طلاست ب:سحرخیزباش تا کامروا باشی ج :آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند د :زندگی کن وبه دیگران هم اجازه زندگی کردن بده ت :بی خیال باش(هرچه بادا باد )
10- آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟
الف :اصلا ب:تعداد کمی ازحیوانات ج :برخی ازحیوانات د:بیشترحیوانات ت :تمام حیوانات
11- شما لبخند می زنید؟
الف :هرگز ب:به ندرت ج :گاهی اوقات د :اغلب ت :آنقدرزیاد که برخی فکرمی کنند دیوانه هستم
12- نظردیگران راجع به شما اغلب کدام مورد است؟
الف :بی رحم ب :سرد وبی احساس ج :زیبا د :دوست داشتنی ت :خوشگذران
13- شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان می دهید؟
الف :هرگز ب :به ندرت ج :گاهی د :اغلب ت :حداکثرتا جایی که امکان دارد
14- شما اعتقاد دارید که برای شاداب بودن باید ساعاتی ازروز را منحصرا صرف خودتان کنید؟
الف :اصلا ب:احتمالا نه ج :گاهی د :بله ت :البته ,تا جایی که امکان دارد به خودتان می رسید
15-آیا زندگی شما بابرنامه ریزی پیش می رود؟
الف :من حتی درتعطیلات هم برنامه ریزی می کنم ب :همیشه برنامه ریزی می کنم ج :بستگی به روزهفته دارد د :درصورت امکان اجازه می دهم که خودش پیش آید ت:همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می کنم
گزینه الف1 امتیار,گزینه ب 2امتیاز,گزینه ج 3 امتیاز,گزینه د 4 امتیاز,گزینه ت 5 امتیازدارد
بعدش امتیازها رو جمع کنید و بعدش به گزینه جواب برید











ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید